السيد الخميني

504

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

جز حظ حيوانى و جسمانى چيز ديگر نمىفهميم ، همهء معارف را منكر مىشويم . و از همهء بدبختىها بدتر اين انكار است كه باب جميع معارف را بر ما منسد مىكند و ما را از طلب باز مىدارد و به حدّ حيوانيت و بهيميت قانع مىكند ، و از عوالم غيب و انوار الهيه ما را محروم مىكند . ما بيچاره‌ها كه از مشاهدات و تجليات به كلى محروميم از ايمان به اين معانى هم ، كه خود يك درجه از كمال نفسانى است و ممكن است ما را به جايى برساند ، دوريم . از مرتبهء علم ، كه شايد بذر مشاهدات شود ، نيز فرار مىكنيم ، و چشم و گوش خود را به‌كلى مىبنديم و پنبهء غفلت در گوش‌ها مىگذاريم كه مبادا حرف حق در آن وارد شود . اگر يكى از حقايق را از لسان عارف شوريده يا سالك دلسوخته يا حكيم متألهى بشنويم ، چون سامعهء ما تاب شنيدن آن ندارد و حبّ نفس مانع شود كه به قصور خود حمل كنيم ، فوراً او را مورد همه طور لعن و طعن و تكفير و تفسيقى قرار مىدهيم و از هيچ غيبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمىكنيم . كتاب وقف مىكنيم و شرط استفاده از آن را قرار مىدهيم [ كه ] روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فيض « 1 » كنند ! جناب صدر المتألهين را ، كه سرآمد اهل توحيد است ، زنديق مىخوانيم و از هيچ‌گونه توهينى دربارهء او دريغ نمىكنيم . از تمام كتاب‌هاى آن بزرگوار مختصر ميلى به مسلك تصوف ظاهر نشود - بلكه كتاب كسر أصنام الجاهلية في الردّ على الصوفية « 2 » نوشته - [ با اين حال ] او را صوفى بحت مىخوانيم .

--> ( 1 ) - محمد محسن بن الشاه مرتضى ( متوفّى 1091 ق ) مشهور به « فيض كاشانى » محدّث و فقيه و عارف وحكيم قرن 11 هجرى است . وى شاگرد شيخ بهايى ، مولى محمد صالح ، سيد هاشم بحرانى و صدر المتألهين مىباشد . تأثير افكار صدرا در آثار فيض آشكار است . علّامه مجلسى ، سيد نعمةاللَّه جزايرى ، قاضى سعيد قمى و فرزندش از او استفاده كرده‌اند . حدود 90 اثر به او نسبت مىدهند برخى از آنها عبارت است از : تفسير الصافي ، الوافي در حديث ، المحجّة البيضاء في تهذيب الإحياء ، الشافي ( منتخب وافي ) ، علم اليقين ، الحقايق ، كلمات مكنونه ، الاصول الأصليّة . ( 2 ) - كتاب مذكور شامل چهار مقاله است : مقالهء اوّل در باب مقام عالم ربّانى و عارف حقيقى و بطلان اعمال متصوفان ؛ مقالهء دوم در غايت عبادات بدنى و رياضات نفسانى ؛ مقالهء سوم در ذكر صفات ابرار ؛ مقالهء چهارم در مواعظ حكمى و نصايح .